معنی قرء
6 بازدید
[ قَ رْءْ ] (ع مص) خواندن. قِرائت: قرء القرآن و به قرءً و قِرائةً و قرآناً؛ خواند آن را. || رسانیدن: قرء علیه السلام؛ رسانید بر وی سلام را. || آبستن شدن: قرأت الناقة؛ آبستن شد. (منتهی الارب).[ قَ رْءْ / قُ رْءْ ] (ع اِ) حیض. (منتهی الارب). || پاکی از حیض. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || میان دو حیض. || (مص) سپری شدن حیض. || (اِ) وقت حیض. || وقت پاکی زن. || وقت. || قافیه. ج، اقراء، قروء، اَقْرُء ، یا جمع طهر قروء است و جمع قرء بمعنی حیض، اقراء ، و از این باب است: دعی الصلوة ایام اقرائک. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قرء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رء» برای سرودن شعر