معنی قذل
8 بازدید
[ قَ ذَ ] (ع اِ) آهو. عیب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ قَ ] (ع مص) در پس سر زدن. || برگردیدن. || جور کردن. || در پی رفتن. || عیب کردن. || کوشش نمودن در کار. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج).[ قُ ذُ ] (ع اِ) جِ قذال. پشت سر. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به قذال شود.
کلمات همقافیه با «قذل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذل» برای سرودن شعر