معنی قذف

معنی قذف

5 بازدید
[ قَ ] (ع اِ) کرانهٔ جوی. || کرانهٔ رودبار. (منتهی الارب). || (مص) سنگ انداختن. گویند: قذف بالحجارة قذفاً؛ سنگ انداخت. || به زنا بازخواندن. (منتهی الارب) (آنندراج). گویند: قذف المحصنة؛ به زنا بازخواند و متهم کرد زن محصنة را. (منتهی الارب). || به فحش دشنام دادن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || قی کردن. (منتهی الارب) (آنندراج).
[ قُ ذَ ] (ع اِ) جِ قُذفَة. (منتهی الارب). رجوع به قذفه شود.
[ قَ ذَ ] (ع ص) دور. (منتهی الارب) (آنندراج). گویند: نوی قذف و تیه قذف و منزل قذف و فلاة قذف؛ ای بعیدة. (منتهی الارب). || جائی که در آن بلغزند. || (اِ) کرانه. (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به قَذْف شود.
[ قُ ] (ع اِ) کرانه. || جانب. (منتهی الارب) (آنندراج).
[ قُ ذُ ] (ع ص) دور. (منتهی الارب) (آنندراج). || دوراندازنده مردم را. گویند: نوی قذف و منزل قذف و فلاة قذف، ای بعیدة. (منتهی الارب). || جائی که در آن بلغزند. || (اِ) کرانه. (منتهی الارب) (آنندراج). || (ص) ناقة قُذُف؛ شتر مادهٔ قاذف. رجوع به قاذف و قَذَف شود.

کلمات هم‌قافیه با «قذف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ذف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید