معنی قذر
6 بازدید
[ قَ ] (ع ص) پلید. (منتهی الارب) (آنندراج). قَذِر. قَذُر. قَذَر. (منتهی الارب). || (مص) پلید بودن. (اقرب الموارد). پلید شمردن. || کراهت داشتن. (منتهی الارب).[ قَ ذِ ] (ع ص) پلید. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به قَذر شود.[ قَ ذُ ] (ع ص) پلید. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به قَذر شود.[ قَ ذَ ] (ع ص) پلید. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به قَذر شود. || (مص) پلید گردیدن. || (اِمص) پلیدی. (منتهی الارب). رجوع به قَذر شود.
کلمات همقافیه با «قذر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذر» برای سرودن شعر