معنی قذ
7 بازدید
[ قُ ذذ ] (ع ص، اِ) جِ اقذ، تیر باپر و تیر بی پر و هموار تراشیدهٔ بی خم. (منتهی الارب).[ قَ ذذ ] (ع مص) پر بر تیر چسبانیدن. || کناره های پر بریدن و گرد و هموار ساختن آن را. || سنگ و کلوخ و مانند آن انداختن. || بر پس دو گوش زدن. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «قذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قذ» برای سرودن شعر