معنی قد کشیدن
7 بازدید
[ قَ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) برخاستن به تعظیم. (آنندراج). || نمو کردن. نشو و نما کردن. بالا کردن : قد میکشد حسود که بیمار شد مسیح اما همان حکایت سرو است با کدو. مسیح کاشی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «قد کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر