معنی قدیة
6 بازدید
[ قِ یَ ] (ع اِ) روش. رسم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || عادت. || حالتی که شخص در آن است. (ناظم الاطباء). گویند: خذ هدیتک و قدیتک؛ ای فیما کنت فیه. (ناظم الاطباء).[ قَ دی یَ ] (ع ص) دیگ خوشبوی ناک طعام. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ قَ دی یَ ] (ع اِ) هدیه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «قدیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر