معنی واژه قدم به میان گذاشتن
7 بازدید
[ قَ دَ بِ گُ تَ ] (مص مرکب) قدم در میان دو کس گذاشتن؛ کنایه از واسطه شدن برای خیرخواهی طرفین. (آنندراج): خاک پای تو قدم گر نگذارد به میان که بهم صلح دهد دیده و بینائی را؟ کلیم (از آنندراج).