معنی قدرت

معنی قدرت

7 بازدید
[ قُ رَ ] (ع مص) قدرة. توانستن. توانائی داشتن. رجوع به قدرة و قدران شود: میرسد مست و جهانسوز و که دارد قدرت که سر راه به آن شعلهٔ آتش گیرد. کافی سبزواری (از آنندراج). سرحد خلقت شده بازار او بکری قدرت شده در کار او.نظامی.
[ قُ رَ ] (اِخ) (شیخ...) از شاعران هندوستان است که منشی حاکم بهوپال بوده و آثار قلمی نظمی و نثری دارد. از جمله آنها است: ۱ -حکایات قدرت. ۲ -دیوان قدرت. وی به سال ۱۲۹۰ هـ . ق. درگذشته است. (قاموس الاعلام ترکی ج ۵ ص ۳۶۰۲) (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۸۱).
[ قُ رَ ] (اِخ) شاه قدرت اللََّه. از شاعران دهلوی هندوستان است که دیوانی بیست هزار بیتی و منظومه ای موسوم به نتایج الافکار داشته و به سال ۱۲۰۵ هـ . ق. در مرشدآباد هند درگذشته است. این از اشعار اوست: ز فیض نم چشم گریان ما بود دامن ابر دامان ما گناهی که از خلق ناکرده ماند قضا بسته آن هم به دامان ما. (قاموس الاعلام ترکی ج ۵ ص ۳۶۰۴) (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۸۰).

کلمات هم‌قافیه با «قدرت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید