معنی قدحة
5 بازدید
[ قُ حَ ] (ع اِ) یک کفلیز از شوربا و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج). گویند: اعطانی قدحة من المرق؛ ای غرفة منه. (منتهی الارب).[ قِ حَ ] (ع اِمص) آتش برآوردگی از آتش زنه. || اندیشیدگی کار. (منتهی الارب) (آنندراج). و در هر دو معنی اسم است اقتداح را. (منتهی الارب).[ قَ حَ ] (ع مص) یک بار چخماق زدن بر آتش زنه. (منتهی الارب). و از همین معنی است: لو شاء اللََّه لجعل للناس قدحة ظلمة کما جعل لهم قدحة نور. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قدحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر