معنی قدامی
9 بازدید
[ قُ ما ] (ع اِ) یزک: قدامی الجیش؛ یزک لشکر. (منتهی الارب). || جِ قادمة. (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به قادمه شود. || جِ قدیم. (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به قدیم شود.[ قُ می ی ] (اِخ) نام دهی است در وشم از ده های یمامه که دارای نخلستان است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قدامی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر