معنی قداس
6 بازدید
[ قُ ] (ع ص) استوار و سطبر از شرف. (منتهی الارب) (آنندراج). الشرف المنیع الضخم. (اقرب الموارد). || (اِ) غوزهٔ نقره شبیه مروارید. || سنگ که به جای ریزش آب در حوض بر پا سازند. (منتهی الارب) (آنندراج). || سنگ که در حوض شتر اندازند و آب را بدان اندازه نموده بخش نمایند. (منتهی الارب). حجر یطرح فی حوض الابل یقدر علیه الماء یقتسمونه بینهم. (اقرب الموارد).[ قُ دْ دا ] (اِخ) عمرانی گوید نام جائی است. (معجم البلدان).[ قَ دْ دا ] (ع اِ) سنگ که به جای ریزش آب در حوض برپا سازند. (منتهی الارب). رجوع به قُداس شود.
کلمات همقافیه با «قداس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر