معنی قداح

معنی قداح

6 بازدید
[ قِ ] (ع اِ) جِ قِدْح. (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به قِدْح شود.
[ قَ دْ دا ] (ع ص) کاسه گر. (منتهی الارب) (آنندراج). قدح گیرنده. (النقود العربیه ص ۳۹). || (اِ) آهن چخماق. || سنگ یا چوب آتش زنه. || اطراف گیاه تازه. || نوباوه های تازه از گیاه اسپست. (منتهی الارب) (آنندراج).
[ قَ دْ دا ] (اِخ) موضعی است در دیار بنی تمیم. (منتهی الارب) (آنندراج) (معجم البلدان).
[ قَ دْ دا ] (اِخ) سعیدبن سالم که علمای علم رجال او را به قداح ملقب سازند. (ریحانةالادب ج ۳ ص ۲۸۰).
[ قَ دْ دا ] (اِخ) عبداللََّه بن میمون. فرقهٔ میمونیه از فرق اسماعیلی اصحاب اویند. (الفهرست ص ۱۸۶ به نقل مؤلف خاندان نوبختی ص ۲۶۵). و این فرقه را نباید با فرقهٔ میمونیه از فرق عجاردهٔ خوارج اشتباه کرد. (خاندان نوبختی ص ۲۶۵).
[ قَ دْ دا ] (اِخ) میمون مکی پدر عبداللََّه بن میمون. علماء رجال این لقب را به او و فرزندش عبداللََّه میدهند. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۸۰).

کلمات هم‌قافیه با «قداح»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اح» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید