معنی قحص
7 بازدید
[ قَ ] (ع مص) لگد زدن. (منتهی الارب) (آنندراج). گویند: قحص برجله قحصاً؛ لگد زد. (منتهی الارب). || خانه روفتن. || شتاب گذشتن. || دویدن. (منتهی الارب) (آنندراج). گویند. سبقنی قحصاً؛ ای عدواً. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قحص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حص» برای سرودن شعر