معنی قجر
6 بازدید
[ قَ جَ ] (اِخ) مخفف قاجار. نام ایلی است که قریب یک قرن و نیم در ایران سلطنت کردند. رجوع به قاجاریه شود. || (اِ) نام یک آهنگ دستگاه شور است. (فرهنگ نظام).[ قَ جَ ] (اِخ) دهی است از دهستان باباجانی، بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان. در ۳۲۰۰۰ گزی جنوب خاوری ده شیخ کنار رودخانهٔ زمکان واقع است و موقع آن کوهستانی و معتدل و سکنهٔ آن ۱۵۰ تن است. آب آن از رودخانهٔ زمکان تأمین میشود. محصولات آنجا غلات، حبوبات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. ساکنین از طایفهٔ باباجانی هستند. غلات در دشت صرنا به عمل می آورند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «قجر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جر» برای سرودن شعر