معنی قثاء
5 بازدید
[ قِ / قُ ثْ ثا ] (ع اِ) خیارتره که خیار دراز باشد. || خیار. (منتهی الارب) (آنندراج). اسم عربی خیار زه است که خیار دراز و خیار چنبر گویند و در بعضی امکنه طول او بقدر ذرعی میشود. در اواخر دوم سرد و جوف او مسکن حرارت و تشنگی و مدر سنضک کرده و مثانه و جهت التهاب معده و جگر مفید و لطیف تر از قثد و سریع الهضم تر از او و تخم او مدر بول و مفتح و جالی و قوی تر از تخم قثد و پوست و گوشت او مولد ریاح و قولنج و دیرهضم و خلطی که از او بهم رسد مستعد عفونت و در اکثر افعال مانند قثد است و مصلحش عسل و مویز و رازیانه و شرب برگ او جهت سگ دیوانه گزیده و خشک کردهٔ او جهت اسهال صفراوی مفید است. (تحفهٔ حکیم مؤمن).[ قَ ثْ ثا ] (ع ص) خداوند خیار. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «قثاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر