معنی قتل عام
6 بازدید
[ قَ لِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کشتن دسته جمعی. کشتن جماعت. کشتار دسته جمعی حیوانات از انسان و جز آن. (آنندراج): گلگونهٔ تو خونی صد باغ و گلشن است گردید قتل عام که رنگ تو آل شد. محسن تأثیر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «قتل عام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر