معنی قتلغ ترکان
5 بازدید
[ قُ لُ تَ ] (اِخ) زن سلطان قطب الدین حاکم کرمان. قطب الدین به سال ۶۵۱ هـ . ق. که به فرمان منکوقاآن مغول به سلطنت کرمان رسید. قتلغ ترکان را به نکاح درآورد. وی زنی عاقله بود. او را از قطب الدین دختران آمدند قطب الدین به سال ۶۵۵ هـ . ق. درگذشت و سلطان حجاج پسر او به فرمان منکوقاآن به پادشاهی کرمان رسید ولی چون کودک بود قتلغ ترکان منکوحهٔ پدرش مدبّر کار او گشت و به امر سلطنت قیام کرد و دختر خود پادشاخاتون را به ابقای (آباقای) خان داد و بدین سبب قوی و نیرومند شد. پانزده سال با قدرت حکومت کرد و در این هنگام سلطان حجاج به حد رشد و مردی رسیده بود. مفتنان میان او و قتلغ ترکان وحشت انگیخته و گردی در خاطرها بنشاندند. در بزمی سلطان حجاج از مستی قتلغ ترکان را در رقص کشید او اگرچه کراهت داشت ولی بسبب مستی حجاج مخالفت نکرد و آستین برافشاند پیروان حجاج بر آن شدند که سلطنت را از قتلغ ترکان گرفته و بدست حجاج سلطان بسپارند. قتلغ از این کار برنجید به درگاه ابقاخان (آباقاخان) شوهر دختر خود رفت حکم شد که سلطان حجاج به کار فرمان دخالت نکند و امر سلطنت را با قتلغ ترکان واگذارد سلطان حجاج در غیبت قتلغ ترکان به مخالفت ابقاخان به اولاد اکتاخان وسیلت جست، قتلغ ترکان در مراجعت به این معنی پی برد و در کرمان مجالی برای ماندن نیافت و به سال ۶۶۶ هـ . ق. به دهلی رفت و ده سال آنجا بماند. چون سلطان جلال الدین حجاج در دهلی سلطنت یافت او را مدد کرد و لشکر داد تا کرمان را مستخلص کند، وی دوازده سال دیگر در کرمان به استقلال حکم کرد و میان او و سلطان سیورغتمش بن قطب الدین در کار سلطنت مبارزاتی بود تا به سال ۶۸۱ هنگامی که قتلغ ترکان در تبریز برای نزاع در کار سلطنت به اردو آمده بود، درگذشت. دخترش بی بی ترکان او را به کرمان دفن کرد. (از تاریخ گزیده چ لندن ص ۵۲۹، ۵۳۰، ۵۳۱).
کلمات همقافیه با «قتلغ ترکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر