معنی قتق
6 بازدید
[ قَ تِ ] (ترکی، اِ) قاتق. (ناظم الاطباء). ماست و کشک. (آنندراج). || ترشی که در آش کنند و نانخورش سازند. (آنندراج). رجوع به قاتق شود.
کلمات همقافیه با «قتق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تق» برای سرودن شعر