معنی قتبی
5 بازدید
[ قُ تَ بی ی ] (ص نسبی) نسبت است به قتیبه و آن نام مردی است. (منتهی الارب) (انساب سمعانی). رجوع به قتیبه شود.[ قُ تَ بی ی ] (ص نسبی) نسبت است به تیره ای از باهلة. (سمعانی).[ قُ تَ بی ی ] (اِخ) عبداللََّه بن مسلم بن قتیبه دینوری نویسنده ای است از مردم دینور که در بغداد سکونت گزید تألیفاتی دارد. او راست: ۱ -غریب الحدیث. ۲ - مختلف الحدیث. ۳ -المعارف. ۴ - مشکل القرآن. ۵ -مشکل الحدیث. ۶ -ادب الکاتب. ۷ -عین الاخبار و الانوار و جز اینها از کتابهای سودمند و نیکو. وی از اسحاق بن راهویه و محمدبن زیاد زیادی و ابوحاتم سجستانی و ابوالخطاب زیادبن یحیی حسانی و احمد و عبیداللََّه بن عبدالرحمان سکری و ابراهیم بن محمدبن ایوب صانع و عبداللََّه بن جعفربن درستویه فارسی و عبیداللََّه بن احمدبن بکر روایت دارد و از او ابوسعید حیثم بن کلب شاشی ادیب روایت کند. گویند پدر وی از مردم مرو بوده ولی خود او در بغداد تولد یافته و در دینور مدتی اقامت کرد. و به آنجا منسوب گردیده است. وی به مرگ ناگهانی در رجب سال ۲۷۶ هـ .ق. و یا ذی القعده ۲۷۰ هـ . ق. وفات یافت. (انساب سمعانی).[ قُ تَ بی ی ] (اِخ) عبدالواحدبن احمدبن عبداللََّه بن مسلم بن قتیبه از محدثان است. وی به سال ۲۷۰ هـ . ق. در بغداد به دنیا آمد و به مصر سکونت گزید و در آنجا از پدر و جد خود روایت کرد. ابوالفتح عبدالواحدبن سرور بلخی که مردی ثقة است از او روایت شنیده است. (انساب سمعانی).
کلمات همقافیه با «قتبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر