معنی قتام
5 بازدید
[ قَ ] (ع اِ) گرد و غبار. (آنندراج). || گرد و غبار سیاه. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). گویند: ارتفع القتام حتی خفیت الاعلام. || سیاهی. || تاریکی. (از اقرب الموارد). قتان.
کلمات همقافیه با «قتام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر