معنی قتال

معنی قتال

6 بازدید
[ قِ ] (ع مص) مقاتله. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). قیتال. محاربه. (اقرب الموارد). کشش و کارزار کردن. (منتهی الارب) (آنندراج). با یکدیگر کارزار کردن. (ترتیب عادل جرجانی): به تیغ هندی دشمن قتال می نکند چنانکه دوست به شمشیر غمزهٔ قَتّال. سعدی.
[ قَ ] (ع اِ) جان و تن. (منتهی الارب) (آنندراج). نفس. (اقرب الموارد). || بقیهٔ جسم. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || (اِمص) توانائی. (منتهی الارب) (آنندراج). قوه. یقال: ناقة ذات قتال، اذا کانت وثیقة. (اقرب الموارد). تن آوری و استواری: ناقهٔ ذات قتال؛ ناقهٔ استوار تناور. (منتهی الارب).
[ قِ ] (اِخ) نام مردی است. (منتهی الارب).
[ قَ تْ تا ] (ع ص) بسیار کشنده. بسیار قتل کننده. (منتهی الارب) (آنندراج): به تیغ هندی دشمن قتال می نکند چنانکه دوست به شمشیر غمزهٔ قَتّال. سعدی. مکن به چشم ارادت نگاه در دنیا که پشت مار بنفش است و زهر او قتّال. سعدی.
[ قَ تْ تا ] (اِخ) نام مردی است. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «قتال»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ال» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید