معنی قبیله
5 بازدید
[ قَ لَ / لِ ] (ع اِ) گروه از فرزندان یک پدر. (منتهی الارب). گروهی مردم از یک پدر. (ترجمان علامهٔ جرجانی). جماعتی را گویند که از یک پدر باشند. (برهان). || پاره ای از کلهٔ سر فراهم آمده با پارهٔ دیگر. ج، قبایل. || دوال لگام. || سنگ بزرگ سر چاه. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قبیله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر