معنی واژه قبولی
5 بازدید
[ قَ ] (حامص) هر چیزی پذیرفته شده. هر چیزی پسندیده شده. || هرچیزی اقرارکرده شده و ملزم گشته. ملزمی. اقراری. || (اِ) نوعی از پلو که از برنج و باقلا ترتیب دهند. (ناظم الاطباء).[ قَ لی ی ] (ص نسبی) نسبت است به قبول که بمعنی باد صبا باشد (؟) (ناظم الاطباء).