معنی قبول

معنی قبول

13 بازدید
[ قَ ] (ع مص) پذیرفتن. || دلو را از ساقی گرفتن. (منتهی الارب) (آنندراج). || (اِمص) پذیرائی. (منتهی الارب). || (اِ) مام ناف. (منتهی الارب) (آنندراج). || باد صبا از آن جهت که ضد دبور است. یا آن که مقابل در کعبه شرفهااللََّه میوزد. یا آن که مقبول طبایع و نفوس است. (منتهی الارب) (آنندراج). || (ص) در فارسی اکثر به معنی مقبول آید و با لفظ افتادن و کردن استعمال نمایند. (آنندراج): ای کز کمال حسن تو حیران شده عقول در سینه ها عزیزی و در دیده ها قبول. میرحسن دهلوی (از آنندراج). نیست غیر از ناقبولی سازگار راستان میخورم خون همچو تیر از دل پسندیهای خویش. ملا مفید بلخی (از آنندراج). || زیبا. خوب. || (اِمص) خوبی. (منتهی الارب). || جمال. (منتهی الارب) (آنندراج). || (اِ) هیأت و لباس. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
[ قُ ] (ع اِمص) خوبی. || جمال. || (اِ) هیأت و لباس. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || (مص) وزیدن باد صبا. (آنندراج). || پیش آمدن. (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «قبول»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ول» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید