معنی قبوص
5 بازدید
[ قَ ] (ع ص) اسب استوارخلقت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || اسب سخت تیز و تند که چون تازند آن را جز نوک سم وی بزمین نرسد. (منتهی الارب). اسب سخت تند و تیز که چون بر وی هی کنند جز نوک سمب آن به زمین نرسد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «قبوص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وص» برای سرودن شعر