معنی قبه

معنی قبه

5 بازدید
[ قُ بْ بَ ] (اِخ) دهی است از دهستان لاهیجان بخش حومهٔ شهرستان مهاباد. در ۵۵۰۰۰ گزی شمال باختری مهاباد و ۱۵۰۰گزی باختر شوسهٔ خانه به نقده و کوهستانی، سردسیر سالم است. ۳۰ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانهٔ جلدیان و محصول آن غلات، توتون و حبوبات، شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قُ بْ بَ ] (اِخ) دهی است از دهستان پایروند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان. در ۱۶۰۰۰ گزی شمال خاوری کرمانشاه و ۶۰۰۰ گزی شمال شوسهٔ کرمانشاه به تهران واقع است. دشت، سردسیر معتدل است. سکنهٔ آن ۲۰ تن و آب آن از چاه است. محصول آنجا غلات دیمی، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. عده ای در تابستان برف بشهر حمل مینمایند. راه فرعی به شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ قُ بْ بَ ] (اِخ) (ذوالقبة) ابن ثعلبه لقب حنظلةبن ثعلبه است. (منتهی الارب). بدان جهت که در دشت ذی قار گنبدی بر پا ساخته است. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «قبه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «به» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید