معنی قبصاء
5 بازدید
[ قَ ] (ع ص) تأنیث اقبص. بزرگ سر. || درازسر. || گردسر: هامة قبصاء؛ تارک کلان گرد و بلند برآمده. || آنکه از پیش یا بر موضع پاشنه خاک پاشد در رفتار. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قبصاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر