معنی قبس
7 بازدید
[ قَ ] (ع مص) آتش گرفتن از چیزی. || فائده گرفتن. || فائده دادن. (منتهی الارب) (آنندراج).[ قِ ] (ع اِ) اصل و نژاد چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج).[ قَ بَ ] (ع اِ) شعله و پارهٔ آتش. (منتهی الارب): ز آتش وادی ایمن نه منم خرم و بس موسی اینجا به امید قبسی می آید.حافظ. || (مص) تیزگشنی شدن نر. (منتهی الارب) (آنندراج).[ قَ بِ ] (ع ص) گشن شتاب باردارکننده. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «قبس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بس» برای سرودن شعر