معنی قبر و دفن

معنی قبر و دفن

10 بازدید
[ قَ رُ دَ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) عمل به خاک سپردن مرده. دفن کردن مرده را. به خاک سپردن میت. || مؤلف قاموس کتاب مقدس ذیل این کلمه چنین نویسد: بدان که یهود و پیشینیان را شیوه این بود که خویشان چشمهای میت را فروپوشانند و بهم آورند (سفر پیدایش ۴۶:۴) و بر او زاری کنند. (یوئیل ۱۱:۱۹ و ۳۱ و ۳۳) و همواره چند روزی پس از به خاک سپردن همچنین کنند و ایشان هم تن را شسته (کتاب اعمال رسولان ۹:۳۷) آن را با کتان کفن نموده سر را نیز با دستمالی می پیچیدند. (یوئیل ۲۰:۷). و بسیار از اوقات هر یک از اطراف بدن را مخصوصاً به وضعی خاص می بستند. (یوئیل ۱۱:۴۴). و در مصر هر یک از دست و پا را با رسنی مخصوص همی بستند ولی یهود بدن را تدهین نموده آن را به عطرها و بوهای خوش می پیچیدند. (کتاب مرقس ۱۶:۱ و لوقا ۲۴:۱ و یوئیل ۱۹:۴۰). در کتاب مقدس وارد است که آسا را در دخمه ای که از عطریات و انواع حنوط که به صنعت عطاران ساخته شده بودند گذاشتند (کتاب دوم تواریخ ایام ۱۶:۱۴) لکن البته این حنوط از برای مصریان معروف نبود و نظر به حرارت هوا و شریعت موسوی که مس میت ممنوع و دخول بر آن اطاقی که میت در آنجا است نجس می بود بدان لحاظ پس از گذشتن چند ساعت از مرگ به خاک می سپردند اما چون بدن یعقوب بطور حنوط اهل مصر حنوط شده بود از آن رو اسرائیلیان او را با خود آورده در مغارهٔ مکفیله به خاک سپردند و فعلاً هم در آنجا موجود و باقی است. (سفر پیدایش ۵۰:۲ و ۷ و ۱۳). و همچنین تن یوسف را همان طور حنوط کرده بودند و در تابوتی گذارده (سفر پیدایش ۵۰:۲۵) بدان واسطه اسرائیلیان در وقت خروج از مصر جسد آن جناب را نیز با خود بردند و چون اراضی کنعان به تصرف بنی اسرائیل درآمد جسد وی را در آن قطعه زمینی که یعقوب از بنی حمور خریداری نمود دفن کردند. (صحیفهٔ یوشع ۲۴:۳۲). و هم عادت بر این استقرار یافته بود که جمیع خویشان و دوستان عقب نعش می افتادند (دوم سموئیل ۳:۱۲) و نوحه سرایانی را که از برای نوحه گری اجیر می نمودند با آنها می بردند. (کتاب جامعه ۱۲:۵ و کتاب ارمیا ۹:۱۷ و عاموس ۵:۱۶ و انجیل متی ۹:۲۲). و یهود را قبرها و قبرستان مخصوص بود (سفر پیدایش ۲۳:۴ و ۵۰:۱۳ و سفر داوران ۸:۳۲ و ۱۶:۳۱ و دوم سموئیل ۲:۳۲ و ۲۱:۱۴) و قبرهای عمومی بود (کتاب دوم پادشاهان ۲۳:۶ ارمیا ۲۶:۲۳) و غالب قبرهای مخصوص در باغستانها (دوم پادشاهان ۲۱:۱۸ و ۲۶ یوئیل ۱۹:۴۱) یا در مزارع (سفر پیدایش ۲۳:۱۱) یا در مغاره های کوه (کتاب دوم پادشاهان ۲۳:۱۶ و ۱۷) یا در سنگ ها بود. (کتاب اشعیا ۲۲:۱۶ و ۱۷). واگذاشتن بدن بدون دفن عار و رسوائی محسوب بود (کتاب اول سموئیل ۱۷:۴۴ و ۴۶ و کتاب دوم پادشاهان ۹:۱۰ و ارمیا ۲۲:۱۹) و همچنین بیرون آوردن استخوان اموات از قبرهای ایشان از جملهٔ مقاصد سخیفه محسوب بود. (کتاب ارمیا ۸:۱ و ۲). و حضرت ایوب قبر را «خانه ای که برای همهٔ زندگان معین است» مینامد (ایوب ۳۰:۲۳) و سلیمان در کتاب جامعه آن را «خانهٔ جاودانی» نامیده است (کتاب جامعه ۱۲:۵) چونکه قبرستانها عموماً مکانهای خلوت و خالی و دور از آبادی بود علیهذا دیوانگان در آن مأوی میگزیدند. (کتاب متی ۸:۲۸). و بعضی از پادشاهان و بزرگان را در داخل حصار شهر دفن مینمودند (کتاب اول سموئل ۲۵:۹ و ۲۸:۳ و کتاب دوم پادشاهان ۲۱:۱۸ و کتاب دوم تواریخ ایام ۱۶:۱۴ و ۲۴:۱۶ و ۳۳:۲۰ و نحمیا ۳:۱۶) و در بعضی از اوقات در دور گورستان درختها غرس مینمودند. (سفر پیدایش ۲۳:۱۷ و اول سموئیل ۳۱:۱۳). و یهودیان بسیار مایل و راغب بودند که با پدران خود مدفون گردند (کتاب دوم سموئیل ۱۹:۳۷) یا در شهری که ایشان مدفون بودند دفن شوند. (سفر پیدایش ۴۷:۲۹ -۳۱ و ۵۰:۲۵). و قبرهای کنده شده از سنگ در فلسطین و شام بسیار است و معروف و مشهورترین آنها قبر خلیل اللََّه است در حبرون، و قبر یوسف در نزدیکی نابلس و قبور پادشاهان و قبور داوران که در نزدیکی اورشلیم واقع است و هم قبری که به قبر المسیح مسمی است و قبر راحیل که در جوار بیت لحم میباشد. (قاموس کتاب مقدس).

کلمات هم‌قافیه با «قبر و دفن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید