معنی قبرکن
6 بازدید
[ قَ کَ ] (نف مرکب) گورکن. حفار. کسی که حفر گور میکند. (ناظم الاطباء). آنکه قبر کند. (آنندراج). لاحد.
کلمات همقافیه با «قبرکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر