معنی قبرونیا
5 بازدید
[ قَ ] (اِخ) جائی است. مؤلف معجم البلدان گوید: گمان میکنم از نواحی جبل است. ابن ابی ثیاب در روز مهرگان طلیعهٔ قصیده ای را برایم خواند که نام قبرونیا در آن آمده است: أقبرونیا طلت نداک ید الطل و حیا الحیا المشکور تالک من تل و از ابتداء به ذکر قبر تطیر زد و نسبت به آن روز و آن شعر مکدر و بدبین گردید. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قبرونیا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر