معنی قبرس
5 بازدید
[ قُ رُ ] (ع اِ) بهترین و جیدترین مس. (منتهی الارب) (شرح قاموس).[ قُ رُ / قِ رِ ] (اِخ) جزیره ای است بزرگ در روم و در این جزیره فوت کرد امّ حرام دختر ملحان. (منتهی الارب). جزیرهٔ مثلث شکل بزرگ حاصل خیزی است که در قسمت شرقی دریای متوسط به مسافت نزدیک صد میل از ساحل لاذقیه واقع است. طول آن ۱۵۰ و عرض آن ۵۰ تا ۶۰ میل مربع و مساحت آن ۳۵۸۴ میل و سکنهٔ آن به سال ۱۹۵۴ م. بر حدود ۷۵۰هزار تن بالغ میگردیده است. در شمال این جزیره رشته جبال کیرینا و در میان آن رشته کوههائی عظیم تر به نام ترودوس قرار گرفته و میان این دو رشته کوه زمینهای همواری است که از مشرق و مغرب به دریا راه دارد و به نام میزاوریا نامیده میشود. مرتفع ترین کوه رشتهٔ شمالی سه هزار پا از سطح دریا ارتفاع دارد و بسیاری از کوههای آن از سنگهای مرمر و قسمتی خاکی است، ولی در رشته کوههای وسط جزیره صخره های بزرگی است که به شکل گنبدی عظیم تا شش هزار پا بالا رفته و دارای چشمه سارها و سبزه زارها است. این سرزمین به برکت خاک آمیخته به املاح معدنی و آهنی که دارد حاصل خیز است و بخصوص تنباکو و توتون و انگور آن ممتاز میباشد. و از صادرات مهم آن انواع شراب ها و شیره ها و سیگارها و نیز سرب و قلع و مس و آهن و گچ میباشد. سنگ مرمر معروفی دارد که در بناها بکار میرود و خاکهای رنگینی دارد که در رنگ آمیزی ها از آن استفاده میشود. در قدیم دارای دو شهر بزرگ بود یکی سلامیس در مشرق و دیگر پافوس در مغرب آن و تخمیناً دارای هفده شهر دیگر بود که چندان بزرگ و مهم نبودند. اینک مهمترین شهرهای آن نیکوزیا پایتخت آن است و پس از آن لیماسول، لارنکا، فماگوستا، کتیما، کیرینیا و باخوس. جزیرهٔ قبرس در زمان قدیم کتیم خوانده میشده است. و گروهی از فینیقیان در آنجا سکونت گزیدند و از آن پس یونانیان بدانجا رفتندو آن را قبرس نامیدند که بمعنی مس میباشد و برخی را اعتقاد این است که این اسم از اسم حنا در یونانی مشتق است. مردم قبرس در اصل از نژاد کنعانیان میباشند و پیوند و ارتباط این جزیره با سواحل سوریه هنوز قطع نشده است. در هزارهٔ دوم پیش از میلاد قبرس بدست مصریان افتاد. از جمله شهریارانی که این جزیره را گشودند ثیثمس سوم پادشاه مصر است و از آن پس سرجون پادشاه آشور به سال ۷۰۷ ق. م. آن را مفتوح ساخت و در این هنگام است که یونانیان آن سرزمین کوچ کردند. پس از وی فرعون حفرع اموال شهر را بغارت برد و در قرن ششم قبل از میلاد ایرانیان در دوران شهریاری داریوش بدان دست یافتند و پس از داریوش یونانیان آمده و بخشی از آن را به سال ۴۷۷ ق. م. از ایرانیان گرفتند. و چون اسکندر کبیر به سال ۳۳۵ ق. م. صور را محاصره مینمود قبرس یکصد و بیست کشتی بوی داد. این سرزمین به سال ۲۹۴ یا ۲۹۵ ق. م. بتصرف بطالسهٔ مصر درآمد و در حدود دو قرن آنان بر این خاک حکومت داشتند. از آن پس کانوی رومانی آن را بخاک رومانی منضم ساخت و شیشرون را از جانب رومانیان به سال ۵۲ ق. م. بر آنجا حاکم قرار داد. چون کشور رومانی بیک قرار نماند و تقسیم شد این جزیره بدست قیاصرهٔ قسطنطنیه افتاد و بسیاری از یهودیان پس از خرابی هیکل به سال ۷۰ بدانجا پناه بردند و مسیحیان در زمان کلودیوس بدان وارد گشتند اعراب این جزیره را به سال ۶۴۹ م. پس از فتحی که در جنگ ذات الصواری نصیب آنان شد بدست آوردند و از این پس در طول سه قرن این سرزمین محل کشمکش میان اعراب و رومیان بود. در زمان خلیفهٔ اموی عبدالملک مروان، خراج این جزیره میان دو دولت تقسیم میگردید. خاندان بیزنطی توانستند به سال ۹۶۴ -۹۶۵ م. بر این جزیره دست یابند و در طول دو قرن بر آن حکومت کنند بطوری که جز انقلابهای کوچک محلی عامل دیگری مزاحم آنها نبود. از آن پس صلیبی ها آن را بتصرف درآوردند و به سال ۱۱۹۱ -۱۱۹۲ م. ریچارد پادشاه انگلستان بر آن دست یافت و آن را بسواران هیکلیانش فروخت و از این پس امیر غیی لوزینان شاه قدس و خاندان لوزینان بر آن حکومت کردند. پس از ایشان مردم جنیوا و پس از آن به سال ۱۴۸۹ م. اهالی بندقیه (ونیس) آن را بتصرف درآوردند تا در زمانی که به سال ۱۵۷۰ م. به دست ترکان عثمانی افتاد. ترکان لشکری مرکب از سیصدهزار تن ترک در آنجا مستقر کرده و زمینی را به آنها واگذاشتند و هستهٔ اقلیت ترک را در آن سرزمین بوجود آوردند. در دو قرن هفدهم و هیجدهم جزیرهٔ قبرس را موجی از بیماری ها و انقلابها و قحطی ها احاطه کرد که ناشی از خشکسالی و هجوم ملخ به آن سرزمین بود. ترکها به سال ۱۶۶۰ م. مجبور شدند که رئیس اسقف ها و سه تن از یارانش را که نمایندگان برزگران و کشاورزان بودند در آن سرزمین جای دهند. در سال ۱۸۲۱ م. ترکها در نیکوزیا به بهانهٔ اینکه مردان کنیسه با یونانیون در امور قبرس دخالت میکند کشتاری کردند و به سال ۱۸۳۳ م. حکومت قبرس به کمک اروپائیان به دست محمدعلی که مجبور شده بود هفت سال آنجا را ترک کند، افتاده در دوران حکومت محمود دوم اصلاحات مختصری آغاز گردید و برای آن جزیره حاکم و مجلس اداره معین شد. و در سال ۱۸۷۸ م. دولت ترکیه با حفظ حق خود، و در برابر جزیهٔ سالیانه، ادارهٔ جزیره را به دولت بریطانیا واگذاشت تا از آن به عنوان پایگاهی برای جلوگیری از قدرت و نفوذ روس استفاده شود. نفوذ دولت عثمانی به سال ۱۹۱۴ م. از این سرزمین رخت بربست و آن هنگامی بود که بریطانیا به دولت ترکیه اعلان جنگ داد. در سال ۱۸۸۲ م. دولت انگلستان در جزیرهٔ قبرس مجلسی بوجود آورد که اعضای آن مرکب از شش تن انگلیسی و سه تن ترک و نه تن یونانی بودند و در پرتو این برتری که یونانیان در مجلس نامبرده پیدا کردند نغمهٔ اتحاد با یونانیان در این جزیره طنین افکند. در سال ۱۹۲۵ م. قبرس به عنوان مستعمرهٔ انگلستان معرفی و اعلان شد و در سال ۱۹۳۱ م. انقلابی پدید آمد و مجلس را لغو کرد و پس از جنگ جهانی دوم به سال ۱۹۴۷ م. مجلس تازه ای تأسیس گردید ولی در سال بعد به علت کارشکنی ها از میان رفت. موقع سوق الجیشی این جزیره از سال ۱۹۵۴ م. هنگامی که فرماندهی کل ارتش بریتانیا در خاورمیانه به این جزیره منتقل گردید اهمیت فراوانی یافت. آثار باستانی که از عهد فنیقیان و مصریان و یونانیان و دولت قدیمی قبرس بجای مانده و مناظر طبیعی که به برکت کوههای بلند و آبها و چشمه سارها مایهٔ زیبائی آن گردیده هر سال جهانگردان را بسوی این جزیره می کشاند. (نقل از الموسوعةالعربیه و قاموس کتاب مقدس). قبرس به تاریخ ۲۶ مرداد سال ۱۳۳۹ هـ . ش. پس از ۸۲ سال که مستعمرهٔ انگلستان بود، استقلال یافت و ماکاریوس به ریاست جمهوری منسوب شد.[ قِ بِ ] (اِخ) نام جد طاهربن عیسی بن قبرس است. و طاهر از محدثان است. (الانساب سمعانی).[ ] (اِ خ) یوم قبرس لمعاویة؛ از ایام عرب است در عصر اسلام. (از مجمع الامثال میدانی).
کلمات همقافیه با «قبرس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر