معنی قبرالنذور

معنی قبرالنذور

6 بازدید
[ قَ رُنْ نُ ] (اِخ) مشهدی است بیرون شهر بغداد که از سور شهر نیم میل فاصله دارد. آنجا زیارتگاه و محل نذورات است. تنوخی گوید: با عضدالدوله همراه بودم در سفری که میخواست به همدان برود. نگاه او بر بنایی افتاد که بر قبرالنذور بود، مرا گفت ای قاضی! این عمارت چیست گفتم خدایت طول عمر دهاد این مشهدالنذور است و نگفتم قبرالنذور است زیرا به لفظ قبر فال بد میزد. تعبیر من وی را نیک افتاد و گفت میدانستم که آن قبرالنذور است ولی میخواستم داستان آن را بدانم که چیست. گفتم این گور عبیداللََّه بن محمدبن عمربن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب رضی اللََّه عنهم است. یکی از خلفا خواست وی را پنهانی بقتل برساند دستور داد در آنجا گودالی کندند و روی آن را پوشاندند، او در آن حفره افتاد و زنده خاک بر او ریختند. هرکس حاجتی دارد و برای او نذری کند حاجتش برآورده شود. من خود بارها برای او نذر کرده و به مقصودم رسیده ام. وی سخن مرا نپذیرفت و پاسخ داد که این از تصادف اتفاق بوده است. عوام از این بیشتر در آن باره گویند و احادیث باطل نقل کنند. من دیگر چیزی نگفتم. چند روزی گذشت و ما در جای خود اردو زده بودیم وی مرا خواست و گفت که در کار مهمی برای قبرالنذور نذری کرده و نذر وی درست درآمده است سپس داستان درازی را نقل کرده. (معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «قبرالنذور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید