معنی قبا نو کردن
6 بازدید
[ قَ نَ / نُ کَ دَ ] (مص مرکب) لباس نو کردن. جامهٔ نو پوشیدن. (آنندراج): خواند از نادیدگی خلق جهان را تنگ چشم کهنه پوشی گر به تقریبی قبایی نو کند. مخلص کاشی (از آنندراج). || مجازاً، به دولت رسیدن.
کلمات همقافیه با «قبا نو کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر