معنی قبا ساختن
7 بازدید
[ قَ تَ ] (مص مرکب) قبا کردن. پیرهن چاک کردن : تا مگر وصل تو یک شب وصلهٔ کارم شود در فراقت پیرهن را ساختم در تن قبا. سلمان ساوجی. رجوع به قبا کردن شود.
کلمات همقافیه با «قبا ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر