معنی قباپوش
8 بازدید
[ قَ ] (نف مرکب) پوشندهٔ قبا: غلام قامت آن لعبت قباپوشم که از محبت رویش هزار جامه قباست. سعدی (بدایع). من ماه ندیده ام کله دار من سرو ندیده ام قباپوش.سعدی. نگاری چابکی شنگی کله دار ظریفی مهوشی ترکی قباپوش.حافظ.
کلمات همقافیه با «قباپوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر