معنی قباقتپه
5 بازدید
[ قَ تَ پِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان اوج تپه بخش ترکمان شهرستان میانه. در ۱۸۰۰۰ گزی جنوب مرکز بخش و ۱۷۰۰۰گزی شوسهٔ تبریز به میانه واقع و موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. ۸۱۰ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ تَ پِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حاجیلو بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان. واقع در ۲۳۰۰۰گزی شمال باختری قصبهٔ کبودرآهنگ و کنار راه اتومبیل رو کبودرآهنگ به مهربان و موقع جغرافیایی آن جلگه و سردسیر است. سکنهٔ آن ۱۲۰۰ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات، انگور، لبنیات، حبوبات، صیفی و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالی بافی است. راه اتومبیل رو و شش باب دکان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قَ تَ پِ ] (اِخ) دهی است از دهستان مهربان بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان. واقع در ۴۴۰۰۰گزی باختر قصبهٔ کبودرآهنگ و ۲۰۰۰گزی باختر شوسهٔ بیجار به همدان و موقع جغرافیائی آن تپه ماهور و سردسیر است. سکنهٔ آن ۵۳۶ تن میباشد. آب آن از قنات و محصول آن غلات دیم، لبنیات، مختصر انگور و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان، قالیبافی است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قَ تَ پِ ] (اِخ) دهی است از بخش سنجابی کرمانشاه. واقع در ۴۰۰۰گزی جنوب خاوری کوزران و کنار راه فرعی کوزران به چهارزیر و موقع جغرافیائی آن دشت و سردسیر است. سکنهٔ آن ۱۶۴ تن میباشد. آب آن از چاه و محصول آن غلات و حبوبات دیم، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. تابستان اتومبیل می توان برد. زمستان اکثر برای تعلیف احشام به گرمسیر حدود نفت شاه میروند. از آثار ابنیهٔ قدیم تپه ای دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «قباقتپه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «په» برای سرودن شعر