معنی قبار
7 بازدید
[ قَ بْ با ] (ع ص) گورکن.[ ] (اِ) به عربی نام گیاهی است که شتران میخورند و به فارسی گیاه چرای شتران نامند. به سریانی به معنی کبر است. (داود انطاکی جزء یکم ص ۱۴۱).[ قُ بْ با ] (ع اِ) گروه فراهم آمده جهت برآوردن و کشیدن شکار از دام. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || چراغی که صیاد در شب افروزد. (ناظم الاطباء). چراغ شکاری در شب. (منتهی الارب).[ قُ بْ با ] (اِخ) موضعی است در مکهٔ معظمه. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).[ قَ بْ با ] (اِخ) لقب عام ملوک صقالبه. (آثارالباقیه ص ۱۰۲).[ قُ ] (اِخ) شمشیر شعبان بن عمرو حمیری. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قبار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر