معنی قبابة
6 بازدید
[ قُ بْ با بَ ] (ع اِ) عصیده که حلوائی است. (از منتهی الارب در مادهٔ عصد). || نوعی است از ماهی. (معجم البلدان).[ قُ بْ با بَ ] (اِخ) قلعه ای است در مدینه. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قبابة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر