معنی قای
6 بازدید
(اِخ) نام جا و مقامی است منسوب به خوبان. (برهان) (آنندراج). شهری است به ترکستان که طایفهٔ قای گوکلان در آن سکنی داشته اند. (ترجمهٔ مازندران و استرآباد رابینو). || نام طایفه ای از مغول که به خوبروئی معروف بوده اند بنابر روایت ترکمن ها گوکلان ها در موقع حملهٔ مغول قای نامیده میشدند که مشتق از نام قای خان پسر گون خان پسر اغزخان پسر قراخان اولین خان مشرق است. (ترجمهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۳۸): گل و می خواه بر این جشن امشب از رخ نخشبی و دو لب قای.فرخی.
کلمات همقافیه با «قای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر