معنی قاپ زدن
7 بازدید
[ زَ دَ ] (مص مرکب) از ترکی قاپمق. ربودن. ربودن به جلدی با دست. قاپیدن: سگ پای او را قاپ زد. رجوع به قاپیدن شود.
کلمات همقافیه با «قاپ زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر