معنی قانونگذاری
3 بازدید
[ گُ ] (حامص مرکب) وضع کردن قانون. عمل قانون گذار.
کلمات همقافیه با «قانونگذاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر