معنی قانعی طوسی
7 بازدید
[ نِ یِ ] (اِخ) ملک الشعراء بهاءالدین احمدبن محمود یکی از کسانی است که از مقابل سیل هجوم مغول در سال ۶۱۷ هـ . ق. از خراسان از راه دریا گریخته و به عدن و مدینه و مکه رفته سپس به بغداد آمده و از آنجا راه بلاد روم را که در این دوره مثل هندوستان غربی پناهگاه فضلای فراری بود پیش گرفته و در ظل عنایات سلطان علاءالدین کیقباد سلجوقی قرار یافته و او و دو تن دیگر از جانشینانش یعنی غیاث الدین کیخسرو (۶۳۴ -۶۴۲ هـ . ق.) و عزالدین کیکاوس (۶۴۲ -۶۷۸ هـ . ق.) را مدح کرده و قریب ۴۰ سال مداح این خاندان بوده است. قانعی مدت ۴۰ سال مشغول نظم وقایع سلطنت سلاجقهٔ روم بوده و کتابی به نام سلجوقنامه منظوم کرده بوده که بالغ بر سی مجلد و سیصدهزار بیت میشده و علاوه بر آن کتاب کلیله و دمنه را نیز به نام عزالدین کیکاوس یکی از ملوک سلجوقی آسیای صغیر در بحر تقارب بنظم درآورده است و نسخه ای از آن در کتابخانهٔ ملک موجود است. وی تا سال ۶۷۲ در قونیه حیات داشته و از کسانی است که در فوت عارف بزرگ مولوی رومی او را مرثیه گفته اند. (تاریخ مفصل ایران عباس اقبال صص ۵۳۶ -۵۳۷).
کلمات همقافیه با «قانعی طوسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر