معنی قالون

معنی قالون

9 بازدید
(ص) نیک. خوب. خوش. || نیک منظر و جمیل. (ناظم الاطباء).
(معرب، ص / صوت) لغتی رومی است، ای اصبت؛ راست گفتی. درست است: سأل علی رضی اللََّه عنه شریحاً مسئلة فاجابه فقال له قالون؛ ای اصبت. (سیوطی بنقل از ثعالبی). رومیة، معناها الجید. (منتهی الارب).
(اِخ) لقب ابوموسی عیسی بن مینا مقری مدنی، دوست نافع بن ابونعیم مقری است. مالک بن انس وی را این لقب داد. او از عبداللََّه بن رافع و استاد خود نافع بن ابونعیم و عبدالرحمان بن ابی زیاد و محمدبن جعفربن ابی کثیر و جز ایشان روایت کند و ابوزرعهٔ رازی و موسی بن اسحاق انصاری و علی بن حسن هسنجانی و ابراهیم بن حسین همدانی از او روایت دارند. (الانساب سمعانی).
(اِخ) (در افسانه ها) نام جزیره ای که چیزهای عجیب به آن نسبت میدهند. (ناظم الاطباء).
(اِخ) قصبه ای است که بر چهارفرسنگی دمشق است. (نزهةالقلوب ج ۳ ص ۲۵۰).
[ وَ ] (اِخ) دهی از دهستان بلوک شرقی بخش مرکزی شهرستان دزفول. در ۱۲هزارگزی جنوب دزفول و ۱۲هزارگزی جنوب باختری شوسهٔ شوشتر به دزفول واقع است. موقع جغرافیائی آن دشت و گرم سیر و مالاریائی است. ۱۵۰ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانهٔ دز و محصول آن غلات، برنج، کنجد، و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. ساکنین از ایل بختیاری هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).

کلمات هم‌قافیه با «قالون»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ون» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید