معنی قالوس
6 بازدید
(اِخ) نام یک رومی معروف. (فرهنگ شاهنامه ص ۲۰۹). نام سفیر قیصر به دربار لهراسب : یکی نامور بود قالوس نام خردمند و با دانش و رای و کام.فردوسی.(اِخ) موضعی بوده در ولایت رستمدار مازندران قریب به شهررویان که در این زمان به نور و کجور معروف است و از ابنیهٔ منوچهر بوده. و آن محل را جالوس مینامیده اند و بعد از غلبهٔ عرب بر بلاد فارس قالوس معرب آن شده چنانکه کاوس را نیز معرب کرده قابوس گفته اند و غالینوس حکیم را جالینوس کرده اند و نوای قالوسی به جالوس منسوب است و آن نوا را نیز قالوس گفته اند. (آنندراج) (انجمن آرا). رجوع به چالوس شود.(اِ) نام نوائی و لحنی باشد از موسیقی. (برهان).موضعی است که نوای قالوسی بدان منسوب است و گاهی نوا را قالوس نیز گویند بحذف یا: همی تا برزند آواز بلبلها به بستانها همی تا برزند قالوس خنیاگر به مزمرها. منوچهری. گهی چکاوک و گه راهوی و گهی قالوس. منوچهری. (از فرهنگ رشیدی ص ۱۰۶۰ و ص ۱۰۶۱ به نقل از حاشیهٔ برهان چ معین). هدایت در انجمن آرا قالوس را همان «چالوس» مازندران پنداشته. (حاشیهٔ برهان چ معین).
کلمات همقافیه با «قالوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر