معنی قالبکزن
5 بازدید
[ لَ / لِ بَ زَ ] (نف مرکب) چیت ساز. قلمکارساز. کسی که پارچه ها را نقش قلمکاری زند: قالبک زن چون رخ والا منقش می کند بهر شلوار زرافشان خاطرم خوش می کند. نظام قاری (دیوان ص ۵۷). نقش والای لطیف قلفی گر بیند قالبک زن سزد ار نقش نخواند در کار. نظام قاری (دیوان ص ۱۴).
کلمات همقافیه با «قالبکزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر