معنی قاقم انگشتنما
6 بازدید
[ قُ مِ اَ گُ نُ / نِ / نَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) قاقمی که موی دراز بقدر انگشت دست دراز دارد. از شرح قران السعدین. (آنندراج). || پوست قاقمی باشد که با دم آن باشد که بصورت انگشت میباشد و دم داشتن آن دلیل اصالت بوده باشد. (غیاث اللغات) (آنندراج). || یا آنکه قاقم بهتر باشد چرا که چیز بهتر را با انگشت می نمایند. (غیاث اللغات) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «قاقم انگشتنما»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ما» برای سرودن شعر