معنی قاقمعارض
5 بازدید
[ قُ رِ ] (ص مرکب) سپیدرو و زیبا: ترک بلغاری است قاقم عارض و قندزمژه من که باشم تا کمان او کشد بازوی من. خاقانی.
کلمات همقافیه با «قاقمعارض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رض» برای سرودن شعر