معنی قاقزان
6 بازدید
[ قُ / قِ ] (اِخ) ثغری (حدی) از نواحی قزوین که در آن تندبادهای سخت میوزد. طرماح گوید: یُفِجُ الریح فجّ القاقزان. (معجم البلدان ج ۷ ص ۱۶). از بلوکات قزوین که در شمال غربی آن شهر واقع است. قریهٔ مهم آن قاقزان، مسکن ایل کاکاوند است.
کلمات همقافیه با «قاقزان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر